ROHIT

من که باشم؟ تو بگو، مأمور دل

رمزی و کلیدی به در و منزل ماست _*_ بر هر که بخواند این خط راز، سلام. More information …. من که باشم؟ تو بگو، مأمور دل خادم بی‌منّت معذور دل من چه باشم؟ تو بگو، قانون …

غزل شماره ۱۰۸ : چه بگویم که دل عاشق من مسکین است. چه بگویم که دل … بشنو این ناله ی شبگیر که حالم این است. سایه ها شعبده ی … حلقه در حلقه ی تو پیچ به پیچ آمده ام.

و گفت: «وقتی وجود مرا دیدی و خود را از یاد نبردی، سزای تو مرگ است. … بگو این نحوه تقسیم کردن را از چه کسی آموختی؟ … روباه گفت: «شکر و سپاس که حضرت شیر اول گرگ را مأمور تقسیم کرد، اگر من اول بودم، همان بلایی ای یحیی ع S ه . … سخت و درشت اگر باشد، آویزه گوش خود قرار دهی و ممنون او باشی که درصدد زدودن زنگارهای دل تو است.

دیرگاهی‌ست که در خالی خود می‌رانم من ز خود خالی‌ام و نام تو را می‌خوانم من که از عیش فلک … 0 . من که باشم؟ تو بگو، مأمور دل خادم بی‌منّت معذور دل من چه باشم؟ تو بگو، قانون …

دیرگاهی‌ست که در خالی خود می‌رانم من ز خود خالی‌ام و نام تو را می‌خوانم من که از عیش فلک … 0 . من که باشم؟ تو بگو، مأمور دل خادم بی‌منّت معذور دل من چه باشم؟ تو بگو، قانون …

فاطمه، بگو كه حال بچه مون خوبه فاطمه، نگو علی بعیده باباشی من زنده باشم نگارم زخمی بیاُفتی كنارم مأمور بر صبرم امروز غم می خوره ذوالفقارم دلم روضه خونه علی نیمه …

تا من اينجا بنده تو آنجا خدا باشي … زیبا تر از آنی که به تشبیه بگنجی … دلم یک غم، دلم ماتم، که زحمت ها نماید کم ….. چیزی بگو اینجا کسی غیر از من و حس تو نیست …… همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد، من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم، دلم به …

دانلود مداحی کرب و بلا نبر ز یادم جوونیمو پای تو دادم جواد مقدم دانلود نوحه کرب و بلا نبر ز یادم جوونیمو پای تو دادم جواد … دلم میخواد که حاجتمو بگیرم رو خاک خونه ی مادری ام بمیرم … چشام شده ز گریه بی سو مامور قبض روح من کو مامور قبض روح من کو … که گفته باشم حرف خود زین دم حرم ندیده من جون نمیدم حرم ندیده من جون نمیدم

گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه …. به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي ….. من دلم ميخواهد خانه اي داشته باشم پر دوست كنج هر ديوارش دوستانم بنشينند آرام گل …… ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي تهران سر كوچه چراغي مامور بود؟

مولانا می فرماید : تو مپندار که من شعر بخود می گویم / تا که هشیارم و بیدار یکی دم نزنم. … به نظر شما هاتف از زبان فرشتگان مامور،قصد این رو نداشته که ما رو یاد خدا بندازه؟ … برخی دوستان گفته بودند که هاتف در بیت: “دل هر ذره را که بشکافی // آفتابیش در … بعضی از اونا مثل همین دو موردی که مثال زدم با واقعیت های امروزی هم منطبق باشه.

سام مامور PET اسدالله علیمحمدی. گفتم: من اون موبایلی که بهش زنگ میزد گم کردم. از طرف من اسلام برسون و بگو که به زودی به یک سفر طولانی میرم . بهتره اون به فکر خودشه باشه و منتظر من نمونه. … دلم می خواست این ماموریت هر چه زودتر به پایان میرسید. … ساعت ۲۱ ظهر از برلین راه می افته، سه تا بمب ساخته شده تو اون کامیون جاسازی شده!

اگه کسی رو دوست داشته باشی نمیتونی تو چشای اون زل بزنی. … دارم می سوزم فکر وخیالش همش باهامه هر جا که می رم جلو چشامه دلم می خواد تا دووم بیارم رو درد … به کسی که تنهات گذاشت بگو این تو بودی که باختی نه من ! …. ای کسانی که مامور دفن من هستید .

گاهی وقتها دلم میخواهد بگویم: من رفتم ؛ باهات قهرم ، دیگه تموم! دیگه دوستت …. ﺑﯿــﻦ ﺁﺩﻣــﺎﯾﯽ ﺑـﺎﺷﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻦ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻥ ﻭﻟــــــﯽ ….. تو بگو اي كه به نام آشنا وارد زندگي من شده اي!

با من قدمی، همره و همگام که باشی هر خانه و هر کوچه …. از قهر حق، بگو که تو پروا، نمی کنی؟ می لرزد این ….. “زندگی جبر دل بریدن بود، عشق مامور دل شکستن شد هر نفس درد را …

همان كه می گويند دختر روياهای هر كس ؛ ولی من با تو باشم اين را هم نمی پذيرم ؛ چرا كه … من آزاد از جبر مزاج هستم ؛ دلم در اسارت مأمور تن نيست ؛ دل من همنشين پيغمبر روح من است . …. اين را هم می نويسم و خودم تمام می كنم ؛ به چشمانت بگو پر حرفی منو ببخشند .

شنیدم من که عارف جانم آمد رفیق سابق طهرانم آمد شدم خوش وقت و جانی تازه کردم نشاط و وجد بی اندازه کردم.

۲ ناتان به داود گفت:« هر آنچه در دلت باشد به عمل آور زيرا خدا با تو است. … ام، آيا به احدي از داوران اسرائيل که براي رعايت قوم خود مأمور داشتم، سخني گفتم که چرا خانه اي از سرو آزاد براي من بنا نکرديد؟ ۷ و حال به بنده من داود چنين بگو: يهُوَه صبايوت چنين مي فرمايد: من تو را از چراگاه از عقب گوسفندان گرفتم تا پيشواي قوم من اسرائيل باشي.

مداحی کربلایی جواد مقدم کرب و بلا نبر ز یادم جوونیم و پای تو دادم … دلم میخواد که حاجتمو بگیرم رو خاک خونه ی مادری ام بمیرم … چشام شده ز گریه بی سو مامور قبض روح من کو مامور قبض روح من کو. به ملک مرگم بگو داغ نزاره همراه خودش عکش شیش گوشتو بیاره … که گفته باشم حرف خود زین دم حرم ندیده من جون نمیدم حرم ندیده من جون نمیدم.

واسه دل تنهام نوشتن مطالب روزمره. … فقط بگو با وجدانت چه می کنی؟ … شکست خورده باشی ؟! عزیز من ! یاد بگیر که تو دختری ! یاد بگیر تو کلاس بذاری! …… کنم بزرگترین مقامی که تا امروز بهش رسیدم وقتی بود که دبستان می رفتم و مامور آب خوری شدم !

از دلِ من چه به‌جا مانده که باز آمده‌ای؟ در بغل شیشه و در … نظری کردی و من هم ، نظرم سوی تو شد … شب منت کش من … که امید دل و جانش تو باشی! همه شادی و … از یادت…! حالا تو هی با خودت بگو … از مستی ِ من بر سرم هرچه دلت خاست تو مأمور بریز.

هرگز اندیشه نکردم که تو با من باشی چون به دست آمدی، ای لقمه از حوصله بیش؟ این تویی با … تو به آرام دل خویش رسیدی، سعدی می خور و غم مخور از شنعت بیگانه وخویش. ای که گفتی … رفت مجمر به در شاه، بگو گردون را هرچه کردی به من، آید پس از زینت در پیش. مجمر) ….. ایشان چو ملخ در پس زانوی ریاضت مأمور میان بسته روان بر در و دشتیم.

بهم بگو دوباره کی تو می بریم کرببلا. یادم نمیره بخدا … هستم با تو. سینه بزن که دل من حسینیه … هر چی باشه آقا تو رو خیلی می خام. هر جا بگی … مامور قبض روح من کو.

شــــــاعرانه های … خود بگو اصلن چه معنی میدهد این کارها … دوست دارم که تو را دوست بدارم، به تو چه ؟ … عشق من میکشد این گونه پلنگت باشم دل به …. بر سرم هرچه دلت خاست تو مأمور بریز.

امیدوارم واسه نوشته های من وقت داشته. باشی. این رو واسه تو نوشتم. تو رو بیشتر از. جون خودم … منی که برای داشتنت پا پیش گذاشتمحسرت با تو بودن بر دلم ماند !تو بگو گناه من جز با تو بودن چه بود ؟ منی که برای با ….. ای کسانی که مامور دفن من هستید ،.

دلم پر است پر از حرف های با تو نگفته … فرقی نمیکند که در مسیر سرگردانی ام. چراغ های قرمز سبز شوند یا چراغ های سبز. من بی تو …. چه باکم از شب اگر آفتاب من باشی … بگو که آه! عجب قصه ی غم انگیزی. بگو که قصد نداری که اذیتم نکنی. بگو که …. است؛ اتوپیایی که انگار نه نیروی انتظامی دارد و نه منکرات و تازه مأمور امنیتی اش هم …

برچسب‌ها:, , , , ,

فروشگاه مارکت سنتر